داستانهای اساطیری به زبان ساده ۲ 8 نخست آفرینش را به حالت مینوئی میگویم و سپس به حالت مادی. هرمزد پیش از آفرینش خدای نبود، پس از آفرینش خدا شد، خدایی که برای همگان خواستار سود شد، فرزانه، ضد بدی و آشکار شد، سامانبخش ِهمه شد و افزونگر( بخشندهی برکت) و نگران ِهمه شد. نخستین آفرینش ِهرمزد نیکورَوِشی بود، (نخستین آفرینشی که او به وجود آورد، به آن خودی بخشید)، آن مینو که چون به آفرینش اندیشید تن ِخود را به آن نیکو کرد. زیرا خدائی او از آفرینش بود(آغاز شد). هرمزد به روشنی میدانست که اهریمن هرگز از پتیارگی...
داستانهای اساطیری به زبان ساده ۲