نشر چهره مهر

فراخوان شعر و داستان نشر چهره مهر

فراخوان شعر و داستان نشر چهره مهر

نشر چهره مهر در نظر دارد در پایان هر فصل، کتاب فصل نشر چهره مهر را شامل شعر و داستان‌های ارسالی به نشر، مقالات ادبی، معرفی تازه‌های کتاب، بررسی آثار ارزشمند، مصاحبه با فعالان حوزه ادبیات و... منتشر کند. به همین جهت نشر چهره مهر برای چاپ نخستین شماره از کتاب فصل خود، از علاقه‌مندان و فعالان در حوزه ادبیات در دو بخش داستان کوتاه و شعر دعوت می‌نماید، آثار فاخر خود را بر اساس شرایط زیر برای ما ارسال کنند. بخش داستان کوتاه داستان ارسالی باید حداقل هزار و حداکثر پنج هزار کلمه بوده و در یک فایل ورد...

ادامه خواندن ←

رونمایی کتاب شعر، نشر چهره مهر

رونمایی نشر چهره مهر

رونمایی از ۳ کتاب شعر نشر چهره مهر، غروب پنجره‌ها، طعم انار ترش روی چهره‌ام ریخته است و رقص بالرین‌های نور در فانوس‌های آبی کتاب‌های شعری که تا کنون توسط نشر چهره مهر منتشر شده، شامل: "غروب پنجره‌ها " مجموعه اشعار سیمین حیدریان، به شمارگان ۳۰۰ نسخه به قیمت ۴۵ هزار تومان چاپ و منتشر شده است. "طعم انار ترش روی چهره‌ام ریخت" مجموعه شعری که توسط رضا دمانکش به رشته تحریر درآمده و باد شمارگان ۳۰۰ نسخه و به قیمت ۶۵۰۰۰ تومان چاپ و منتشر شده است . مجموعه شعر حوری نژاداصغری با عنوان "رقص بالرین‌های نور در فانوس‌های...

ادامه خواندن ←

نشر چهره مهر یک ساله شد…

نشر چهره مهر یک ساله شد.

نوشتن که یاد گرفتم هر که از راه رسید، برایش قصه‎‌ای نوشتم. بزرگ‌تر که شدم به همه گفتم می‌خواهم نویسنده شوم. نوجوان که بودم گوشه‌ی دفتر شعر و داستانم نوشتم، کتاب‌های من فرزندان من هستند. بعد رمان نوشتم. شعر گفتم. داستان کوتاه نوشتم. به این نشر و آن نشر رفتم. کتاب چاپ کردم. به ثبت هزار هزار کلمه‌ای اندیشیدم که در فضای ذهن منفجر می‌شود، روی کاغذ می‌ریزد و می‌شود کتاب. به هزار هزار فکری که نوشته که قصه گفته که ساخته و پرداخته. به هزار دلی که عشق کرده وقتی داستان نوشته، خوانده و شنیده شده. به هزار دستی...

ادامه خواندن ←

قصه‌ی نشر چهره مهر

نشر چهره مهر

من یک داستان‌­نویسم. همیشه هم خواهم نوشت؛ اما چرا یک نویسنده تبدیل به ناشر می‌­شود؟ و مثلا نشر چهره مهر را راه می‌اندازد؟ بهترین هم که باشی، می­دانی همه جای این کره خاکی فاصله بزرگی هست میان نوشتن و چاپ شدن اثر. این فاصله بد نیست. باعث می‌­شود سره از ناسره تشخیص داده شود؛ اما اگر این فاصله طوری زیاد شود که حتی نویسندگانی با گام‌های بلند و شهرزاد قصه‌گوی قوی نتوانند صدای خود را به گوش دیگران برسانند، تکلیف چیست؟ به نظر شما آنها باید در گرداب عمیق ندیده شدن و نشنیده شدن غرق شوند؟! البته که نه... اما...

ادامه خواندن ←