امروز ۱۲ آذر ۱۴۰۲ اولین جلسه پرسش و پاسخ با نویسنده با عنوان سلسله نشستهای “یک روز یک هنرمند” برگزار شد. در این جلسه به بررسی مجموعه داستان بندبازی بر لرزشهای بنیادی نوشته شده توسط مجید شهرستانی، پرداختیم. این کتاب یکی از آثار ادبیات معاصر ایران بوده که شامل ۴۷ داستان بسیار کوتاه و خواندنی از این نویسنده است.
در این سلسله نشستها در ابتدای جلسه نویسنده چند داستان از کتابش را برای حضار خواهد خواند و در ادامهی جلسه، حاضران و نویسنده به پرسش و پاسخ خواهند پرداخت.
در یک جلسه پرسش و پاسخ با یک نویسنده، مخاطبان این فرصت را دارند تا سؤالات خود را از نویسنده دربارهی فرایند نوشتن، ایدههای نویسنده و تجربیاتش در دنیای نویسندگی و در ارتباط با این اثر بپرسند.
همچنین، خوانندگان میتوانند از نویسنده دربارهی پیامهای اصلی و اهداف ادبی این مجموعه داستانی سؤال کنند و از او بخواهند که دربارهی تأثیرات احتمالی آن بر خوانندگان صحبت کند.
این گونه جلسات میتواند برای مبتدیان و علاقهمندان به نوشتن کمک کند تا بهترین راهکارها و راهنماییها را برای شروع و یا ادامه دادن داستان کوتاه خود پیدا کنند.
همچنین این جلسات میتوانند ارتباط بین نویسنده و خوانندگان را تقویت کرده و فرصتی برای بحث و گفتگو در مورد داستانها و داستاننویسی فراهم کنند.
گزارش جلسه پرسش و پاسخ با نویسنده مجموعه داستان “بندبازی بر لرزشهای بنیادی”
جلسه یک روز یک هنرمند در ۱۲ آذر ۱۴۰۲ جلسهای دوستانه و صمیمی بود. در آغاز با در نظر گرفتن تعاریفی که در برگیرنده ویژگیهای داستانهای مینیمال است، کتاب آقای مجید شهرستانی را در ردیف مجموعه داستانهای مینیمال قرار گرفت.
باور بر این بود که با توجه به انتخاب سوژههایی عمیق و متکی بر محتوا، نویسنده در پرداخت و به ثمر رساندن هر داستان موفق عمل نموده است. پس از آن نویسنده سه داستان از این کتاب را خواند.
در ادامه مهمانان به پرسشهایی از نویسنده پرداختند که اهم آن مبتنی بر شیوه انتخاب فرم ایشان برای نوشتن داستان، تأثیرپذیری قوی از شعر و توازنی عجیب و قدرتمند بین شعر و داستان دانستند.
مجید شهرستانی که شاعری توانا میباشد، با حوصله به یکایک پرسشهای حاضرین پاسخ داد و گاه در تعبیر و برداشت هر خواننده از داستانش هدف غایی یک نویسنده را جریان کشف و شهودی دانست که همسو با خواننده به آن دست مییابد.
در ادامه یکی از حضار معتقد بود کتاب شبیه به حفرهای کوچک است با عمق بسیار که در خواندن این داستانکهای کوتاه لذت ویژهای را به خواننده میدهد.
همچنین مجید شهرستانی ذکر کرد که علاقهمند به سبک مینیمال در کل دنیای معاصر است و علیرغم وسوسه همیشگی برای نوشتن رمان، عصر حاضر و حوصله مخاطب را در نظر میگیرد.
او معتقد است در داستان کوتاه رعایت ساختار کلاسیک داستان شروع، فراز و پایان امکانپذیر نیست و او در داستانهای این مجموعه خیلی متکی بر رعایت تعلیق نبوده است، ولی با این حال حضار اظهار داشتند در پایان بسیاری از داستانها دوست داشتند ادامه آن را بخوانند و تعلیق آثار را دوست داشتند.
نویسنده در پاسخ به پرسش خواننده دیگری در خصوص انتخاب اسمهای اشخاص، مکانها و ربط اسم به محتوای داستان معتقد بودند که در بسیاری از مواقع این امر اتفاقی بوده و گاه نیز مورد توجه نویسنده واقع میشده است.
در پاسخ به معتقد بودن به نظریه چشم سوم پاسخ دادند که بعضی از داستانها محصول شهود و آگاهی آدمیست و گاه ناخودآگاه و غیرمنتظره به طرح میرسد.
پس از آنکه یکی دیگر از حضار داستانهای آقای شهرستانی را متکی بر استفاده از نماد و اسطوره دانست، گفتگو بر این محور پیش رفت و این پرسش پیش آمد که آیا اگر نویسندهای در چنین وضعیتی قرار گرفت، آیا بهتر نیست که از زیرنویس برای بیان آنچه از آن استفاده نموده است، استفاده کند.
در این باره دو گروه، با دو عقیده متفاوت در این زمینه به بحث نشستند. در انتها باور به این سمت سوق پیدا کرد که بهتر است خواننده از داستان به دنبال کشف و شهود نیز باشد و داستان بتواند این نیرو را در خواننده به وجود بیاورد که بیشتر بیاموزد و به دنبال بینامتنیت داستانها با متون پیشین و گذشته باشد.
جلسه دوستانه “یک روز، یک هنرمند” روزی به یاد ماندنی بود برای همه ما، آقای مجید شهرستانی شاعر و نویسنده توانا و فروتن و همراهان فرهیخته هنرمند، نویسنده، شاعر گروهشان و دوستان نشست ادبی چهره مهر.