روز بی‌خورشید

  • نویسنده: شیوا پورنگ
  • موضوع: رمان نوجوانان
  • انتشارات: نشر چهره مهر
  • سال انتشار: 1402-چاپ اول
  • تعداد صفحات: 250
  • فرمت: چاپی
  • قیمت: ۲۰۰ هزار تومان
  • هزینه ارسال: 25 هزار تومان

200,000 تومان

ویژگی کتاب

نام کتاب

روز بی‌خورشید

نویسنده

شیوا پورنگ

موضوع

رمان

انتشارات

نشر چهره مهر

سال انتشار

1402 – چاپ اول، نشر چهره مهر

شماره شابک

978-622-92741-9-4

زبان کتاب

فارسی

قطع کتاب

رقعی

تعداد صفحات

250

درباره کتاب روز بی‌خورشید

کتاب «روز بی‌خورشید» که جلد اول از سه‌گانه‌ی «روز پنجاه و نهم» است، تلاشی‌ست موفق از شیوا پورنگ که توانسته تا حد بسیار زیادی در روایت داستانی در این ژانر به بیان شخصی خود برسد.

این کتاب حاصل چندین سال مطالعه‌ی نویسنده بر روی اسطوره‌ها از یک‌سو و تحلیل شیوه‌ی نگارش داستان‌های موفق ژانر فانتزی‌ست. نویسنده با پشتوانه‌ی این مطالعه و با بهره بردن از سابقه‌ی بیش از دو دهه نویسندگی خود چه در زمینه ادبیات نوجوان، چه بزرگسال و خلق آثاری چون رمان شووا، مجموعه‌داستان آذر به جان، زمان به وقت مهتاب، تصمیم گرفت تا در این ژانر بنویسد.

سه سال تلاش بی‌وقفه در مطالعه و نوشتن موجب شد تا ایده‌ی اولیه‌ی کتاب تبدیل به داستانی شود که با پشتوانه‌ی درون‌مایه‌ جذاب، استفاده بجا از زبان کهن، ارایه‌ی تصاویر بدیع و توصیفات زیبا، نه فقط مناسب نوجوانان باشد بلکه برای بزرگسالان علاقه‌مند به ژانر فانتزی با درون‌مایه حماسی نیز درگیرکننده باشد.

فهرست رمان روز بی‌خورشید

کتاب روز بی‌خورشید-شیوا پورنگ-نشر چهره مهر

روز بی‌خورشید

سایه‌ا‌ی روی آب ظاهر شده بود که از دور نزدیک می‌شد. مه‌ ِمعلق توی فضا را می‌شکافت و آرام جلو می‌آمد. نزدیک‌‎تر که شد قایقی قدیمی دیدند که مردی ایستاده بر آن با پارویی آب را می‌شکافد و به سمتشان می‌آید. رنگ ِفیروزه‌ای آب تیره و سیاه شده بود. مرد ِقایقران که توی قایق ایستاده بود پارو را به لبه‌ی صخره‌ای ِساحل تکیه داد. مرد بلنداندام و لاغر بود؛ لباس سیاه بلندی پوشیده بود با یک شنل بلند ِسپید که آستر سیاه داشت و در بادی که معلوم نبود از کجا می‌آید توی فضا می‌رقصید. مرد به سمت ِبچه‌ها اشاره کرد. بچه‌ها به هم چسبیده بودند، از ترس زبانشان بند آمده بود. می‌ترسیدند و وقتی نفس می‌کشیدند بازدمشان توی هوا می‌لرزید.

شیوا پورنگ

درباره نویسنده

شیوا پورنگ متولد هفتم بهمن سال ۱۳۵۰ است و در شهر زیبای شهسوار به دنیا آمده. او همچنین در لوشان، هشتپر و شهسوار زندگی کرده است؛ او مهندس کامپیوتر با گرایش نرم‌افزار در دوره کارشناسی و هوش مصنوعی در دوره کارشناسی ارشد است. سال‌هاست کارمند واحد فنآوری اطلاعات تامین اجتماعی لاهیجان است؛ در سال ۱۳۸۵ رمان من جر می‌زنم را توسط نشر فرهنگ ایلیا و در سال ۱۳۹۳ رمان شووآ را توسط نشر آموت منتشر نمود. او موفق به دریافت جایزه نفر اول جشنواره استانی وارنیک برای داستان مردی که هرگز عاشق نشده بود گردید. رمان من جر می‌زنم او هم به مرحله نیمه‌نهایی جایزه ادبی اصفهان راه یافته است. او در سال ۱۴۰۰ نشر چهره مهر را تاسیس نموده و کتاب آذر به جان را که یک مجموعه داستان به هم‌ پیوسته است منتشر کرد.

نقد و بررسی‌ها

  1. نسرین مولا

    معرفی یک کتاب خوب
    “روز بی خورشید” از شیوا پورنگ را خواندم ولذت بردم. راستش با خواندن کتاب های قبلی این نویسنده، انتظار دیگری هم نداشتم. بخصوص کتاب های من جر می زنم و شووا و آذر به جان او.شک نداشتم ششمین کتاب او یک “پاکنویس” تمیز خواهد بود، و بود.
    این کتاب را بسیار دوست دارم بخصوص که برای اولین بار حس عجیبی به داستان داشتم: مانند خیلی وقت ها کنجکاو بودم که بدانم آخر چه بر سر مسافرهای کتاب می افتد اما از طرفی دلم نمی خواست کتاب تمام بشود! این کتاب نمونه ی بارز یک تعلیق است. یک کار قوی و موفق که نویسنده بخوبی خواننده را بدنبال خود می کشد.
    هسته ی داستان سه کودک هستند که راهی سفری می شوند که اول ترا با دنیای تخیلات همراه می کنند و بعد نرم نرمک با آن دنیا اخت می شوی. نگران می شوی، دلت مدام هری می ریزد، نگران می شوی، اما بزودی نفس تازه می کنی و لبخند می زنی. دستی به شانه ات می خورد و از جا می پری اما با نگاهی گرم روبرو می شوی و به سر جایت می نشینی و آرام می گیری. عشق و مهر در خانواده در این داستان بسیار خوب به تصویر کشیده شده و ملموس است.
    در مقدمه ی این کتاب از قلم خوب جواد عسگری خواندم که خانم پورنگ برای نوشتن این کتاب، چند سال در باره ی اسطوره ها مطالعه کرده، و این مرا نگران کرد که نتوانم کتاب را بفهمم. چرا که خود چندان مطالعه ای در مورد اسطوره ها ندارم. اما نویسنده قلمش را سخت نمی کند، برعکس، اصلاً کاری به کار اسطوره های بخصوصی ندارد. تنها ناخودآگاهانه لابلای تعاریف، با ظرافت مخ ترا بکار می گیرد و ترا با خود همراه می کند.
    چند مورد دیگر، لایه هاییست که بین خطوط کتاب کاملاً قابل حس اند و آن اشاره به جامعه هایی است که امروزه بشر در آن زندگی میکند. پررنگ کردن ناعدالتی بین انسان های ضعیف در مقابل زورگویان یکی از آنهاست که در دنیا هر روزه ناظرشان هستیم. اما در اینجا نه بطور خسته کننده و یکنواخت یک سخنرانی، بلکه در قالب یک داستان.
    یکی از جذابیت های این کتاب، استفاده از زبان کهن ایران است که بسیار شیرین و جالب بکار گرفته شده. مثلاً برای سوال در مورد مدت زمان، اینگونه شخصیت داستانش می پرسد: چند خورشید دیده ای؟
    حالا من از شما می پرسم: چند خورشید دیگر این کتاب خوب را به کتابخانه ات اضافه می کنی؟

  2. نسرین مولا

    “روز بی خورشید” از شیوا پورنگ را خواندم ولذت بردم. راستش با خواندن کتاب های قبلی این نویسنده، انتظار دیگری هم نداشتم. بخصوص کتاب های من جر می زنم و شووا و آذر به جان او.شک نداشتم ششمین کتاب او یک “پاکنویس” تمیز خواهد بود، و بود.
    این کتاب را بسیار دوست دارم بخصوص که برای اولین بار حس عجیبی به داستان داشتم: مانند خیلی وقت ها کنجکاو بودم که بدانم آخر چه بر سر مسافرهای کتاب می افتد اما از طرفی دلم نمی خواست کتاب تمام بشود! این کتاب نمونه ی بارز یک تعلیق است. یک کار قوی و موفق که نویسنده بخوبی خواننده را بدنبال خود می کشد.
    هسته ی داستان سه کودک هستند که راهی سفری می شوند که اول ترا با دنیای تخیلات همراه می کنند و بعد نرم نرمک با آن دنیا اخت می شوی. نگران می شوی، دلت مدام هری می ریزد، نگران می شوی، اما بزودی نفس تازه می کنی و لبخند می زنی. دستی به شانه ات می خورد و از جا می پری اما با نگاهی گرم روبرو می شوی و به سر جایت می نشینی و آرام می گیری.
    در مقدمه ی این کتاب از قلم خوب جواد عسگری خواندم که خانم پورنگ برای نوشتن این کتاب، چند سال در باره ی اسطوره ها مطالعه کرده، و این مرا نگران کرد که نتوانم کتاب را بفهمم. چرا که خود چندان مطالعه ای در مورد اسطوره ها ندارم. اما نویسنده قلمش را سخت نمی کند، برعکس، اصلاً کاری به کار اسطوره های بخصوصی ندارد. تنها ناخودآگاهانه لابلای تعاریف، با ظرافت مخ ترا بکار می گیرد و ترا با خود همراه می کند.
    چند مورد دیگر، لایه هاییست که بین خطوط کتاب کاملاً قابل حس اند و آن اشاره به جامعه هایی است که امروزه بشر در آن زندگی میکند. پررنگ کردن ناعدالتی بین انسان های ضعیف در مقابل زورگویان یکی از آنهاست که در دنیا هر روزه ناظرشان هستیم. اما در اینجا نه بطور خسته کننده و یکنواخت یک سخنرانی، بلکه در قالب یک داستان.
    یکی از جذابیت های این کتاب، استفاده از زبان کهن ایران است که بسیار شیرین و جالب بکار گرفته شده. مثلاً برای سوال در مورد مدت زمان، اینگونه شخصیت داستانش می پرسد: چند خورشید دیده ای؟
    حالا من از شما می پرسم: چند خورشید دیگر این کتاب خوب را به کتابخانه ات اضافه می کنی؟

  3. نسرین

    بیصبرانه منتظر خوانش آن هستم. چون شک ندارم مثل کتابهای دیگر خانم پورنگ، ارزش دو سه بار خواندن را دارد. بخصوص با در نظر گرفتن سه سال مطالعه ی ایشان در مورد اسطوره ها برای روایت کتاب. باید کتاب جالبی باشد. غیر از این از شیوا پورنگ انتظار هم نمی رود.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *